July 31, 2008
تسلیت مردانه  :
 
هر چه کردم دلم راضی نشد این مطلب را با شما خوانندگان این وبلاگ شریک نشوم
کناره نشین جمعی هستم و در میل گروهی این جمع شریک. امروز میلی به دستم رسید ، از طرف یکی از خانمهای این گروه ، که احتمالا در گروه دیگری هم عضو است ، و این میل را برای اطلاع به این جمع فرستاده بود. . میل حاوی نامه ی تسلیت بود و  مرا در بهت فرو برد. 
اسامی ای را که در این میل آورده شده است حذف میکنم . قصدم ابدا زیاد کردن بار انسانهای عزادار نیست. اما این اطلاعیه جهت اطلاع است و علنی است.
این میل را بخوانید ، شاید شما هم متوجه شوید منظورم چیست ، عین نوشته را بدون حتی یک کسره یا ضمه پس و پیش و فقط با حذف اسامی می آورم:
 
خاطره ی مادر گرامی رفیق ....( نام یک زن ـ اسم و فامیل ـ  در اینجا آورده شده است ، من آن را الف  ب مینامم )، همسر چریک فدائی خلق ، رفیق جانباخته ، ...( نام یک مرد ـ اسم و فامیل ـ  اینجا آورده شده است  جیم ، چ ) گرامی باد !
مادر رفیق (الف ب )  ، شنبه شب 2008، 7،26 در ایران چشم از جهان فرو بست.
ما این ضایعه و غم از دست دادن مادر عزیز را به رفیق ... ( الف ب ) ، خانواده و دوستان وی تسلیت گفته و خود را در غم آنها عمیقا سهیم میدانیم.
سازمان فعالین جنبش نوین کمونیستی ایران
jangal_new@....
 
متوجه میشوید ماجرا چیست ؟
خانمی در ایران فوت کرده اند. حالا سازمان فعالین جنبش نوین کمونیستی ایران میخواهد خاطره ی ایشان را گرامی بدارد. چه میکند ؟ یک گرامی داشت نامه مینویسد و در آن ذکر میکند که این خانم مادر فلان رفیق و مادر زن ( یا همسر ؟ من دقیقا نفهمیدم که رابطه بانوی درگذشته با آقای چریک فدایی که اسمشان در اینجا آورده شده است چیست ) آقای چریک فدایی خلق جانباخته  هستند.
توجه داشته باشید که این دوستان خواستند خاطره ی یک زن را گرامی بدارند. اما در این گرامی داشت نامه اصلا نمیفهمی اسم این خانمی که گرامی داشته شده است چیست ، بلکه میفهمی که مادر فلان خانم و مادر زن ( یا همسر ؟ ) فلان آقا هستند.
 
جالبش این است که این سازمان اسمش هست فعالین جنبش نوین کمونیستی ایران.
یعنی این تفکر جنبش قدیم و سنتی کمونیستی ایران نیست ها ، این دوستان نوین هستند.
من داشتم فکر میکردم که کسانی که هنوز یک تسلیت درست و حسابی  را بدون این دیدگاه های سنتی نمیتوانند بگویند، چگونه میتوانند ادعای نوین  بودن داشته باشند ؟ 
 
میلی هم به همان گروه و خطاب به خانمی که میل را برای گروه ارسال کرده بود نوشتم. از طرف آن خانم جوابی دریافت کردم که همه چیز را نمیشود به زور فهمید ، که خوب معلوم بود از من و حرف من خوششان نیامد و مایلند مرا نفهم معرفی کنند.  که خوب البته در فهمیدن تفکر سنتی این دوستان واقعا مشکل دارم و احتمالا نفهم قلمداد میشوم.
 
اما یکی از دوستان میلی خصوصی به من زد و گفت که یک نفر مانده بود که دشمن خودت نکنی که آن را هم به لیستت اضافه کردی.
من میدانم که این انتقادها دشمنی به وجود می آورد. خب ایرانی هستیم و وقتی مورد انتقاد قرار میگیریم انگار با دشمن خونی مان طرف شده ایم ، من هم فکر میکنم به اندازه کافی آدمهایی هستند که از من خوششان نیاید ، یعنی بی رودروایسی چوب خطم را پر شده می بینم و محض تفریح نیست که این حرفها را مینویسم . اما یعنی  اینها را نباید کسی بگوید ؟ و وقتی دیگران نمیگویند ، من چه کار کنم خب ؟ ها ؟  
 
[ 19:10 | مهشيـد | 0 دنبالک | 6 ديدگاه ]


Powered by MT3.35